
روز چهارشنبه گذشته یعنی 30 تیر ماه 1395 ستایش خانوم عزیزم رسما از دوره پیش دبستان فارغ التحصیل شد و جشن بچه ها به بهترین شکل ممکن برگزار شد و از این بابت بسیار خوشحالم . بچه ها در این جشن چند اجرا شامل شعر ابرهه، سوره فیل ، سرود ای ایران، شعر الفبا، شعر دارم میرم دبستان، معرفی به زبان انگلیسی و اجرای تئاتر رشد گیاهان را داشتند که همه این برنامه خیلی خوب برگزار شد. در ضمن در این جشن بچه ها می تونستند با خودشون مهمون ببرن که ستایش خانوم هم به همراه من و بابا علی ، مامان نسرین و مامان خدیج و بابا حسین و عمه و پسرعمه ها به جشن رفت و واقعا خیلی خیلی خوش گذشت. اما من موقعی که ستایش عزیزم رو روی سن دیدم حال خاصی داشتم و اشک تو چشمام جمع شده بود و واقعا باورم نمیشد دختر کوچولوی من اونقدر بزرگ شده که...
ادامه مطلب